حماسۀ پیاده روی اربعین حسینی و زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها
دوبـاره آمـدهام بهـر یک نگـاه حـسین که میشوم به نگـاه تو روبـراه حسین تو سـیـئـات مـرا میکنی ثـواب، آری رسیدهام به تو با کوهی از گناه حسین مـنـم غــلامِ غــلامِ سـیــاه تـو اربــاب دعام کن که منم عـبد روسـیـاه حـسین به یمن توست خـدا رحـمـتی اگر دارد کسی که از تو جدا شد، شود تباه حسین ببـین شکـسـتهدلـم اربـعـین شد اما من به کـربـلا نـرسـیـدم دوباره، آه حسین نشد پـیـاده بـیـایـم بـه سـمـت کـربـبـلا نشد که گریه کـنم در میان راه حـسین اگر چه از حـرم با صفـات جـا مـاندم به بزم روضهات آوردهام پـناه حـسین رسید خـواهر غـمدیـدهای به کـربـبـلا دوباره روضۀ گودال قـتـلگـاه، حسین ز خـاطـرم نـرود لحـظـههای آخـر تو تو ماندی و تنِ بیجان و یک سپاه حسین ز خاطرم نرود آن تنی که شد عریان وَ نیزهای که بر آن رفت رأس شاه، حسین |